يحيى السهروردي

16

رسالة هياكل النور ( فارسي )

5 - 1 . توقّف سهروردى در أصفهان از منظر ديگرى نيز اهميّت دارد : پيوند استوار أو با مكتب ابن سينا ، وبه ويژه آراء گنوستيك شيخ ، را موجب مىشود ؛ پيوندى كه به ترجمهء فارسي رسالة الطير وتأليف رسائلي فلسفي مانند بستان القلوب وعرفانى هم چون قصة الغربة الغربية مىانجامد تا بدين ترتيب ، تلاش نافرجام ابن سينا در تدوين حكمت مشرقى « 1 » ، طرح اصلى خود را در آثار أو باز يابد . 6 - 1 . پس از أقامت در أصفهان ، سهروردى به قصد آشنايى با ديگر مكتب‌هاى فكرى زمانهء خود ، راهى منطقهء اناطولى ، در تركيه وسوريهء امروز ، مىشود . پس ، در ماردين ، از شهرهاى تركيهء كنونى ، با فخر الدّين ماردينى « 2 » طرح دوستى افكنده وبرخى كتاب‌هاى حكمي را بر اين فيلسوف مشائى مىخواند « 3 » وميان آنها گفتگوهايى در مىگيرد كه ماردينى را از اعتراف به فضل ودانش أو ، در عين بيمناكى از هلاكش به واسطهء تهوّر وبىمبالاتىاش ناگزير مىكند « 4 » .

--> ( 1 ) . كه طرح مقدماتى آن را در رساله‌هاى عرفانى سه‌گانهء أو ( - حىّ بن يقظان ، رسالة الطير ، سلامان وابسال ) ومقدمهء منطق المشرقيين ونمطهاى آخر إشارات وتنبيهات بازمىيابيم . ( 2 ) . أبو عبد اللّه محمّد بن عبد السّلام بن عبد الرحمن انصارى ( م 594 ق ) ، از سرآمدان روزگار خود در علوم مختلف ، به ويژه در حكمت ولغت وطب كه حكمت را نزد حكيمى همداني خواند ودر پزشكى از شاگردان ابن تلميذ بود . شرح‌هايى هم بر قصيدهء عينيهء ابن سينا دارد . ( 3 ) . ابن قفطى ، تاريخ الحكماء ، به كوشش ليپرت ، پيشين ، ص 290 . ( 4 ) . ابن أبي اصيبعة ، عيون الانباء ، پيشين ، ج 2 ، ص 167 ؛ شهرزورى ، نزهة الأرواح ، ترجمهء تبريزى ، پيشين ، صص 461 - 462 .